تبليغاتX
انجمن دانشجویان دانشگاه پیام نور سراوان

انجمن دانشجویان دانشگاه پیام نور سراوان

مطالب ابن وبلاگ توسط جمعي از دانشجويان دانشگاه پيام نور واحد سراوان نوشته ميشود

چقدر اين متن عاشقانه است

چگونه بسويت بيايم؟

ای ستاره آسمان شب های تيره و تار من، با اين فاصله ای که بين من و تو ميباشد

چگونه بوسيدن آن چهره درخشانت ميسر است؟

ای مهتاب آسمان شبهای دلتنگی من، با اين فاصله ای که بين من و تو ميباشد چگونه پاک کردن آن اشکهای روی گونه درخشانت ميسر است؟ ای آسمان آبی من، بين من و تو فاصله ای است، پس چگونه دستم را بر روی گونه نازنينت بکشم و تو را نوازش کنم؟

آری من ستاره می شوم و به آسمان زندگی می آيم تا بر چهره درخشانت بوسه بزنم

آری ای مهتاب من، پرنده شبانه می شوم تا به آسمان بيايم و آن اشکهای پر از مهرت را از روی گونه های درخشانت پاک کنم

و ای آسمان آبی ام، خورشيد می شوم تا در دل آبی و پر ازعشقت برای هميشه بنشينم، شب را با آن وسعت آبی ات آشتی ميدهم تا برای هميشه آبی بمانی

دلم به درد آمده از اين فاصله، دلم به درد امده از اين انتظار ودوری بين ما

ای ستاره درخشانم شبها با ديدن تو آرام می شوم، و ای آسمان روزها نيز که دل آبی ات را ميبينم عاشق تر از هميشه می شوم

چگونه ميتوانم دستانت را در دست بگيرم وقتی بين ما اينهمه فاصله است؟

انتظار ميکشم تا شايد خداوند بالهايی را به من هديه دهد که با اين بالهای پر غرورم به سوی تو پرواز کنم و دستان گرمت را در دست بگيرم

کاش تو ای آسمان من، دل آبی ات ابری شود و از گونه هايت اشک بريزد تا شايد قطره ای از اشکهايت بر گونه من بريزد تا احساس آرامش وعاشقی کنم

کاش تو ای ستاره من، فرشته ای بيايد و تو را در سبد بگذارد و آن سبد پر از محبت و عشق را به من هديه دهد

و کاش ای خورشيد من، کاش غروب عاشقی زودتر فرا رسد تا زمانی که در پشت کوه ها ميروی و به زمين نزديک می شوی احساس نزديکی با تو داشته باشم

ای خورشيد من غروب ها را خيلی دوست دارم چون تو بيشتر از همه لحظه ها به من نزديکتری و ميتوانم چهره ات را از نزديک ببينم

سپيده آسمان را نيز دوست دارم چون سحرگاه از پشت کوه ها بيرون می آيی و سلامی عاشقانه به من ميکنی

ای خورشيد من، از ظهرهای تابستان نفرت دارم، چون تو در آن زمان در بلندترین نقطه آسمان میدرخشی

انتظار می کشم، تا شايد پرنده يا ستاره يا خورشيد شوم، و يا شايد هديه ای به من برسد که تو را بيشتر از هميشه در کنار خودم احساس کنم و ببينم

شايد در خواب ستاره يا خورشيد و يا پرنده شوم، اينک که اينها همه يک رويا و يک احساس عاشقی است پس ای آسمان آبی ام، من خودم را به آتش می کشم تا باد عاشقی آن دود غليظ مرا که از سوختنم به سويت بلند ميشود به سوی تو بياورد تا بتوانم تو را احساس کنم و برای مدتی آن دود که از تن سوخته ام بلند شده است در دلت بنشيند و بعد نيز از اين دنيا وداع بگويم

آری من برای رسيدن به تو جان خواهم داد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 2 PM  توسط پرویز  | 

درگیری لفظی حجاریان و خاتمی

در ديدار روز جمعه شوراي مركزي و دفتر سياسي حزب مشاركت با سيد محمدخاتمي، بين حجاريان و خاتمي درگيري لفظي پيش آمد.
اعضاي شوراي مركزي و دفتر سياسي حزب مشاركت با سيد محمدخاتمي ديدار كردند.
در اين ديدار كه روز جمعه صورت گرفت، پس از سخنان خاتمي برخي اعضاي حزب از جمله دبيركل و سعيد حجاريان نيز به ايراد سخن پرداخته‌اند.
در همين حال يك منبع آگاه گفت: در اين جلسه ميان رئيس‌جمهور و سعيد حجاريان در خصوص انتقادهاي تند وي به عملكرد خاتمي و تاثير آن در شكست سنگين جريان اصلاحات بحث و جدلي صورت گرفته است.

حجاريان پيش از اين گفته بود «خاتمي با برگزاري انتخابات مجلس هفتم ميخ آخر را بر تابوت اصلاحات كوبيد.»

اما خاتمي ديروز به حجاريان و ديگر اعضاي حزب مشاركت گفت كه «شما تلاش كنيد ميخ از تابوت اصلاحات درآيد». به گفته اين منبع حجاريان نيز در پاسخ وي گفته است: «ميخ‌هايي كه شما كوبيديد، ميخ طويله بود و به اين راحتي‌ها در نمي‌آيد.»

خاتمي همچنين در اين جلسه با ابراز نگراني از عملكرد دولت جديد گفته است: دغدغه من مسايل فرهنگي و اقداماتي چون پيگيري بحث گفت‌و‌گوي تمدن‌هاست، اما در داخل كشور هم قصد دارم فعال باشم تا آقايان خيال نكنند سكوت كرده‌ام.
رئيس شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز همچنين عملكرد دولت را پوپوليستي خواند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 1 PM  توسط پرویز  | 

*** نامرده کسی از برو بچه های دانشگاه اینجا بیاد و نظر نده ! ***

خسته شدم اینقدر بدون نظر یا یک نظر دیدم باور کنید کار سختی نیست یک دقیقه بیشتر  وقت نمیگیره . مرسی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 7 PM  توسط پرویز  | 

احوالپرسی دانشجويان با استادها

دانشجویی كه یك درس 4 واحدی با استاد مربوطه دارد : سلام علیكم استاد ! حال شما خوبه ؟ روز به خیر استاد ! سایتان مستدام ....

دانشجو با یك درس 3 واحدی ( با چهره ای گشاده ) : سلام استاد خوب هستید ؟

دانشجو با یك درس 2 واحدی ( با چهره ای عبوس ) : سلام استاد !

دانشجو با یك درس یك واحدی ( زیر لب ) : سلام !

دانشجویی كه مطمئن هست دیگر با این استاد هیچ درسی ندارد : وا ، نگاه كن چطور زل زده توقع داره آدم بهش سلام كنه .
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 12 PM  توسط پرویز  |